کتاب پروانه آبی نوشته جناب آقای امیررضا محمدی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
درباره کتاب پروانه آبی
در این کتاب ، تلاش نگارنده بر آن است که کودکان به تصویر زیبایی از تمام موجودات این کره ی خاکی رسیده و به درک اهمیت کمک کردن نائل شوند
حتی در زمان تنهایی زیرا با کمک کردن و کمک گرفتن ، دیگر هیچکس تنها نیست و بی شک در پناه خالق یکتایی که همواره در کنار ماست .
امیدوارم که بتوانم گامی بردارم ، هر چند کوچک ،در مسیر رشد فرزندان این کهن بوم و بر.
با آرزوی سلامتی و بهروزی و شادی روز افزون
دوستدار شما
امیر رضا محمدی
خواندن کتاب پروانه آبی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم:
این کتاب را به والدینی که قصد دارند در قالب داستان های کوکانه، مفاهیم ارزشمند را به دلبندشان بیاموزند، پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب
پروانه آبی دوست خوب بچههاست و همیشه کنارشون قبل خواب پرواز میکنه و فرشته کوچولوها رو با خودش میبره جایی که رؤیاهای رنگی منتظرشونن.
تو راه رسیدن به رؤیاهای رنگی هیچوقت تنها نمیمونی؛ وقتی از ته دل شاد باشی و آدمها و همه موجودات زمین رو دوست داشته باشی و وقتی تنهان، کمکشون کنی تا فرشته خوب مامان بابا باشی برای همیشه.
پروانه خونه پیرزن و میبینه که شبیه به شیرینی فروشی هم هست. از پنجره داخل میشه و میبینه عینک روی چشم یکی از شیرینیهای بند انگشتیه، برش میداره و میارتش برای موش کوچولو و کلی خوشحال میشه، با هم با شعر و آواز ادامه راه رو میرن.باد و بارون باعث میشه تا برن توی گل مخملی قایم شن تا باروون بند بیاد، اما وقتی بارون قطع میشه، میبینن گل مخملی داره حرکت میکنه تا وارد یه استطبل باحال میشن. پروانه و موش توی گوش پشمالوی یک سگ بامزه بزرگ بودن و وارد استطبل میشن.
پروانه و موش با اسب و سگ سلام و احوال پرسی میکنن. اسب میگه، سگه برای این بیرون خوابیده بود؛ چون اسباب بازیش که یه استخوان بامزه است به خاطر سبک شدنش روی سقف گیر کرده. مثل بادکنکهایی که میچسبن به سقف.
پروانه پرواز میکنه و میره بالای سقف و اسباب بازی سگه رو میاره. سگه انقد خوشحال میشه که کل استطبل و بالا بلندی بازی میکنه با پروانه و موش کور، بعد پروانه میگه از کدوم مسیر باید برم سمت دشت پروانهها؟
جنگلی پر از درختها و میوههای رنگارنگ. بعد از این یه کمی داخل جنگل جلو رفتن، فک کردن گم شدن و تنها موندن تا اینکه یه دونه سیب که یه گاز خورده، از درخت می افته پایین.
سنجاب شکمو بامزه با کلی میوههای خوشمزه بهشون سلام میکنه و ازشون میخواد همراهمش میوهها رو حسابی بخورن، آخه میوه خیلی مهمه برای بزرگ شدن و سالم بودن.
موقع میوه خوردن پروانه میپرسه جایی به اسم دشت پروانهها رو بلده؟
همون جا که میگن شبها پروانه کمک ماه میشن برای زیباشدن و روشن کردن دشت با ستارههای رنگارنگ؟
سنجاب میگه، تعریفشو شنیدم، ولی من نمیتونم از جنگل یبرون بیام بدون اجازه مامان بابام، ولی میتونم تا قبل رودخونه ببرمتون، از اونجا تا دشت راهی نیست.
توی مسیر جنگل قایم موشک و گرگم به هوا بازی میکردن تا شاد باشن و حوصله شون سر نره توی مسیر جنگل تا اینکه ….
به رودخونه رسیدن…
امیررضا محمدی روانشناس تلاش بر این که کودکانمان تصویر زیبایی از تمام موجودات روی زمین و اهمیت کمک کردن در هر شرایطی حتی زمان تنهایی چون در زمان کمک خواهی و کمک گرفتن هیچکس تنها نیست و خدایی که همیشه با ماست در هر شرایطی امیدوارم توانسته باشم کمکی حتی کوچک در مسیر رشد کودکان داشته باشم با آرزوی سلامتی و پیشرفت در کنار خانواده های عزیزتان دوست دار شما امیر رضا محمدی
There are no reviews yet.