در پناه روهنا

(1 بازخورد مشتری)

88,200 تومان

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-33-5 دسته: ,
توضیحات

کتاب در پناه روهنا نوشته جناب آقای محمد بلوچ را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
نسیم صبحگاهی آرام آرام می‌وزد و باد صورتم را نوازش می‌کند، پتو را کنار می‌زنم و از جایم بلند می‌شوم، بوی هوای ابری به مشامم می‌خورد و آواز گنجشک‌ها به گوش می‌رسد.
– سلام مامان صبح بخیر.
– سلام به روی ماهت صبح تو هم بخیر عزیزم، برو مامان تا تو دست وصورتتو بشوری من یه چای داغ برات بریزم.
– به به! دستت درد نکنه مامانی؛ یعنی صبح که می‌شه تا روی ماهتو نبینم روزم روز نمی‌شه.
– چیه چیزی شده صبح اول صبی قربون صدقه‌ام می‌ری؟
– عه مامان مگه حتماً باید چیزی شده باشه تا قربون صدقت برم؟! یعنی تو همین‌جوریش برام عشق نیستی؟ عشق!
– عاشق بیا برو صورتتو بشور بیا چاییت سرد می‌شه.
– چشم مامانی.
– صدای زنگ می‌آد؛ بذار ببینم کیه.
– میکائیله حتماً؛ امروز کلاس داریم اومده دنبالم.
– خب بیا صبحونه‌تو بخور بعد برو.
– نه مامان دیرم می‌شه برم جزوه‌هامو از اتاقم بر دارم.
– بیا برات لقمه گرفتم.
– عه مامان مگه من بچه‌ام برام لقمه بگیری؟!
– تو هر چند سالت هم باشه برا من هنوز بچه‌ای.
– آخ که گفتی مامان! فعلاً من رفتم کاری نداری؟
– کجا؟ بیا چاییتم نخوردی.
– دستت درد نکنه امروز با بچه‌ها می‌ریم بیرون شاید دیرتر بیام؛ نگران نباش.
– باشه؛ مراقب خودت باش.
– چشم خداحافظ.
– سلام اصغر آقا! احوال شما؟
– سلام آیت جان! خوبی؟
– ممنونم شما خوبی، حال بچه‌تون که دیشب مریض بود چطوره؟ بهترشد؟
– آره خداروشکر؛ دیشب بردیمش بیمارستان سرم و آمپول زد بهتر شد.
– آها خداروشکر. آقا اگه کاری کمکی از دست من برمیاد در خدمتم.
– سلامت باشی آیت جان.
– پس فعلاً با اجازه خداحافظ.
– خداحافظ آیت جان.
– مخلص داداش میکائیل! خوبی؟
– به خوبی شما که نمی‌رسیم .نیم ساعته منتظرتما! بیرونم که میای با کل محله سلام و احوال پرسی می‌کنی.
– آقا داشتم آماده می‌شدم به عشقت صبحونه‌ام نخوردم اومدم که منتظر نشی.
– عجب! به عشق من یا اصغر آقا؟
– داداش حسودی نکن اصغر آقام مثه داداشته.
– که اینطور!
– آقا اینارو ول کن از برنامه بگو؛ امروز برنامه چیه؟
– امروز یه کلاس عمومی داریم که اصلاً تا به الان شرکت نکردیم؛ امروز باید بریم حتماً یه حضوری بزنیم بعدش با بچه‌ها بیرون صفاسیتی.
– آها آفرین ببین من اینجوری دوست دارما.
– آقا رسیدیم بپر پایین تو از همه خوشت میاد همه رو هم دوست داری.
– عجبا!
– بریم سالن بچه‌ها همگی اومدن اونجا منتظرن.
– سلام سلام مخلص همگی.
– سلام آیت خوبی؟
– ممنونم شماها خوبین؟
– عالی! تازه قراره امروز با پیچوندن این کلاس و رفتن به صفا سیتی عالی‌ترم باشیم.
– نه آرسین دیگه پیچوندن نداریم. من و آیت این کلاس رو اصلاً شرکت نکردیم. امروز به امید یه حاضری اومدیم حداقل یه حضوری بزنیم که استاد حذفمون نکنه.
– مهدی: از کی تا حالا کلاسا مهم شده؟
میکائیل: ما داریم هر ترم کلّی شهریه می‌دیم بعد خودمون کلاسا رو بپیچونیم؟! واقعاً مریضی!
– بچه‌ها اصلاً امروز همه‌مون بریم یه حضور بزنیم دیگه. ضرر که نمی‌کنیم. درس هم عمومیه. بعد کلاسم می‌ریم سراغ کار خودمون.
– مهدی؛ اگه می‌خواین کلاسو حضور بزنیم که باید بریم دیگه تو کلاس شرکت کنیم؛ چون استاد خیلی وقته رفته سر کلاس.
– خب بریم دیگه؛ چرا معطلین؟
– بریم.
میکائیل: استاد اجازه هست بیائیم داخل؟
– شماها مطمئنین کلاس رو درست اومدین؟
– بله استاد ما با شما کلاس داریم.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (1)

1 دیدگاه برای در پناه روهنا

  1. علی اکبر

    محمد جان موفق باشی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Shipping & Delivery