سیرک موسیو لوموند

(6 بازخورد مشتری)

100,000 تومان

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-27-10 دسته: ,
توضیحات

کتاب سیرک موسیو لوموند نوشته جناب آقای رضا رمضانیان را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

پرده­‌ی اول؛  شروع داستان

در تاریکی صحنه، صدای پای مارتا که از این سو به آن سو در حال دویدن است شنیده می­شود. حلقه­ی آتشی وسط صحنه روشن است.

صدای همه­ی اعضای سیرک: بپر مارتا… بپر زود باش… نترس مارتا.

سارا: اگه می­خوای با هم برگردیم خونه، بپر.

گرتا: بپر دخترک زشت. اگر امشب شام می­خوای باید از اون آتیش رد بشی وگرنه باید تا صبح با شکم گرسنه اسطبل ­رو تمیز کنی… زودباش.

مارتا(بافریاد): نه… نه.

حلقه آتش خاموش می­شود. پُل در حالی که نور دایره­واری دنبالش می­کند چند بار از این سمت به آن سمت صحنه می­دود.

پل: نیا… نیا… تو رو به پروردگار قسم دنبالم نیا.

پل وسط صحنه می­ایستد. نور نیز دقیقا روی او قرار گرفته است. آرام پایش را بلند می­کند و مثل کسی که می­خواهد بی­صدا و آرام فرار کند قدمی به سمت راست برمی­دارد. با قدم برداشتن او، نور نیز دست او را می­خواند و به همان سمت می­رود.

پل(عصبانی): گفتم نیا، نمی­خوام دنبالم بیای.

پل این بار پای چپش را بلند می­کند. نور هم آماده است که با او به سمت چپ برود. پل چند بار حرکت بدن به سمت چپ نشان می­دهد اما در لحظه­‌ی آخر می­‌ایستد و نور که گول خورده است به سمت چپ می­رود. پل با صدای بلند می­خندد.

پل: گول خوردی. از دستت راحت شدم.

پل به سمت راست صحنه می­رود. نور دوباره برمی­گردد و به او می­رسد. پل عصبانی می­­شود.

پل: من نمی­خوام به زور توی روشنایی باشم. برو دنبال کارِت.

نور به نشانه­ی نه، تکانی می­خورد.

پل: نمی­ری؟

نور دوباره تکان می­خورد.

پل: باشه؛ خودم دست به کار می­شم.

پل از دایره­ی نور بیرون می­رود و نور را با دست­هایش به سختی هل می­دهد اما نور تکانی نمی­خورد. حال پشتش را به نور تکیه می­دهد و به دشواری آن را به گوشه­ای از صحنه می­برد. دستمالی از جیبش در می­آورد و درحالی که خنده­ای از سر پیروزی بر لب دارد، عرق پیشانی­اش را پاک می­کند.

پل: دیدی؛ و تماااااام.

پل به وسط صحنه می­آید. دستها و لباس­هایش را می­تکاند که دوباره نور به بالای سر او باز می­گردد.

پل(با فریاد): نه، نه، نه، تو از یک دلقک هم مسخره­تری.

نور مانند کسی که به شدت می­خندد، تکان می­خورد. پل که حالا خیلی ناراحت و عصبانی است سعی می­کند از داخل دایره­ی نور بیرون بیاید، اما هر بار به گوشه­ای از دایره برخورد می­کند و مانند کسی که به دیواری برخورد کرده است برمی­گردد. چند لحظه­ای می­ایستد و فکر می­کند.

پل پانتومیم بازی می­کند.

از داخل یقه­ی لباسش چکشی پلاستیکی را بیرون می­آورد و ضربه­ای به دیواره­ی نور می­زند. نور با ضربه به سمت جلو می­رود و دیواره­ی نور از پشت سر به پل می­خورد و او نیز به جلو پرت می­شود. پل از جیب سمت راست تعدادی میخ بیرون می­آورد و بین دندان­هایش قرار می­دهد.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (6)

6 دیدگاه برای سیرک موسیو لوموند

  1. mohammad

    👏👏

  2. حامی

    عالی 😍یکی از کتاب های بی نظیر استاد رمضانیان هستش .

  3. hamid

    عالی بود

  4. hamid

    عالی بود
    موفق باشید

  5. مرتضی تیموری

    باسلام بسیارعالی بود

  6. مرتضی تیموری

    باسلام بسیار عالی هست

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Shipping & Delivery